داستان یک عاشقی

  • ۷ ماه پیش
  • ۱۸۹
  • ۰

حسین یوسفی

 

 

 

 

 

✍️حسین یوسفی

 

🔸داستان سفر هوادار عاشق نساجی از کُردکوی گلستان، “عزت عباسی” عزیز، یار دوازدهمِ ناشنوایی (نفر اول از سمت راست تصویر)، که قادر به صحبت کردن هم نمی‌باشد، شنیدنی است.

 

🔸این هوادار خاص و مایه‌ی افتخار باشگاه بزرگ نساجی، یکی از رویاها و آرزوهایش، رفتن به ورزشگاه بوده و همیشه در تخیلات خودش می‌دیده که روزی به ورزشگاه خواهد رفت اما تصور می‌کرد هیچ‌وقت رنگ ورزشگاه را نخواهد دید،ولی دستِ تقدیر، او را روزی راهیِ ورزشگاه کرد که حتی خوابش را هم نمی‌دید…

 

🔸دوستان بامعرفتش اما، این بازی را غنیمت شمردند تا برای نشان دادن حلقه‌ی اتحاد ناگسستنی بین استان‌های پرافتخار شمال کشور و البته گلستان و مازندران که از دیرباز زبانزد هم بوده، از خانواده‌ی این هوادار متعصب نساجی‌چی، کسب اجازه کردند و او را به آرزوی دیرینه‌اش رساندند.

 

🔸به گفته‌ی دوستانش، چهره‌ی او دیدنی و پر از احساس رضایت و خوشحالی بود و با حضور در ورزشگاه و مشاهده‌ی هواداران نساجی، اشک شوق در چشمانش جمع شده بود و مدام وسط بازی، امواج صدا رو می‌شنید و گوشش را نگه می‌داشت!

 

🔸سپاس ویژه از دوستان بامعرفت “عزت عباسی” که این هوادار خاص و عاشق را به آرزویش رساندند و خدا را شکر بابت وجود تیم محبوب نساجی که این شادی‌ها و روزهای خوش را به مردم عاشق شمال کشور هدیه داده است.

 

منبع: نساجی آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *